تبليغاتX
شــش تـایـــی هـا...

شــش تـایـــی هـا...

AL6 GRoooooooUP

راز طول عمر

(( دوران دانشجویی بود و موقع امتحانات.

نصف شب توی حیاط خوابگاه قدم می زدم که چشمم به یه پاکت سیگار افتاد.

هوس کردم برای اولین بار امتحان کنم ، بنابراین رفتم پی آتیش.

اما مگه کبریت گیر می اومد. نه اتاق، نه آشپزخونه، ... بچه هام همه خواب بودن، ای لعنت تو این زندگی خوابگاه !!!

...  

آره نوه ی عزیزم ، و این بود راز سلامتی و طول عمر بابابزرگت. ))

منبع : هادی بنایی

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 14:26  توسط محمدرضا  | 

آخه شطرنج هم ... بله!

در راستای برگزاری مسابقات شطرنج بانوان در زنجان

ببخشید در مسابقه شطرنج کجای خانمها معلوم میشود که زنانه مردانه دارد ؟!
.
همانطوریکه میبینید در جمهوری اسلامی تفکیک جنسیت در همه جا بخوبی انجام میشود !
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 12:51  توسط محمدرضا  | 

محمود ، پسرم shut up !

 
آخرین نفری که با احمدی نژاد گفتگتو کرد آخرش این ریختی شد !

احمدی نژاد باز هم با یک خبرنگار تلویزیونی امریکا گفتگو کرد و در آن پاسخهای خبرنگار مربوطه را به سوالهای خود شنید ! وی صراحتاً اعلام کرد که اگر ناتو نیروهایش را از گرجستان خارج نکند باز هم برای بوش نامه خواهد نوشت و از او برای مناظره در سازمان ملل دعوت میکند ! وی با بیان اینکه امریکا "فرصت تاریخی" گفتگو با ملت ایران را که شامل خودش میشود از دست داد بلافاصله دستور داد که بروند بن لادن را بگیرند ! در اینجا خبرنگار مربوطه ناخودآگاه پرسید where ؟ و احمدی نژاد در یک واکنش تاریخی بدون نگاه کردن به نوشته و قبل از ترجمه مترجم فوراً گفت من چه میدانم همچی میگوئی where انگار من آدرس ویلای کرج بن لادن را دارم ! در اینجا خبرنگار مربوطه که هنوز از خنده نمرده بود گفت shut up که احمدی نژاد با توضیحاتی درباره فتوشاپ به او فهماند که معنی shut up را هم میداند وگرنه فکر کرده اید در جمهوری اسلامی رئیس جمهور شدن الکی است ؟! نخیر یک عالمه دکترا میخواهد همه افتحاری !
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 12:50  توسط محمدرضا  | 

خواهرم ...

آقا من به عنوان یک بسیجیه مبارز وظیفه ی خودم می دونم این شعر رو به خدمت شما عرضه کنم ، زیرا این روزها فرهنگسازی جای خودش را به زور داده ... من مطمئنم خواهران فهمیده ی ما با خواندن این اشعار که شعار گشت ارشاد است به راه می آیند:

خواهرم در کوچه آرايش مکن                                  از جوانان سلب آسايش مکن

گيسوان از روسري بيرون مريز                                 بر مسير ديدگان افسون مريز

خواهرم ديگر تو کودک نيستي                                فاش مي گويم عروسک نيستي

خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟                           پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟

خواهرم اينقدر طنازي نکن                                      با امور شرع لجبازي نکن

در امور خويش سرگردان مشو                                 لايق چشمان نامردان مشو

خواهرم ، پاچه ت چرا اينقد شده؟                           راست راستي، اين تريپت بد شده

پاچه ات ، کوتاه و برمودايي است                            ...

(از اینجا به بعد چون بالا 18 میطلبه ، میریم تو ادامه مطلب ... ببین من حوصله ندارم فردا ننت بیاد بگه بچه مو به خلاف کشوندنا ... برو تبیانتو بخون ... بدو ... بدو برو بچر بابا ... قلی ...)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 21:30  توسط محمدرضا  | 

دختری با ظاهری ساده از خیابان آفریقا (جردن) تهران می گذشت که پسری در پیاده
رو به او گفت: «چطوری سبیلو ؟»
دختر خونسرد، تبسمی کرد و جواب داد: « وقتی تو ابرو بر می داری ، مو رنگ می کنی و گوشواره میندازی، من سبیل می ذارم تا جامعه ، احساس کمبود مرد نداشته باشه.

منبع: http://300.blogfa.com
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 10:54  توسط محمدرضا  | 

سير تکاملي يک دانشجو ...

منبع :چه می دونم!!!(http://chemidunam.blogfa.com)

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 10:41  توسط محمدرضا  | 

بچه ها ديگه کنکور قبول شديم ... هورا ...

بدون شرح

منبع: چه می دونم!!!(http://chemidunam.blogfa.com/)

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 10:38  توسط محمدرضا  | 

قیافه های جالب

قيافه سوپر استار زن سينما ، حکماً هديه تهراني مثلا ً، که بدون آرايش ومخلفات به يه شرکت فيلمسازي

مراجعه کرده و تهيه کننده هم پيشنهاد بازي در نقش مادربزرگ ، تو فيلم جديدش رو بهش داده >  

 قيافه ي شاه که تو جشنهاي 2500 ساله نشسته وکلي دختر جوون و زيبا اندام ميان جلو چشش قر ميدن ، اما فرح هم بغل دستش نشسته 

 قيافه دانشجوي بدبختي که با کلي اميد و آرزو مقادير زيادي تقلب آماده کرده که لااقل نمره فرمول نويسي

رو گرفته باشه ، بد سر امتحان ببينه امتحان بصورت جزوه باز برگزار ميشه  

 قيافه ي يه عاشق بازيگري تاتر که بهش پيشنهاد بازيگري ميشه، وقتي سناريو رو ميخونه ميبينه نقش

درختي رو بايد بازي کنه که بازيگر نقش اصلي مياد پاش کار خرابي ميکنه > :D :D

 قيافه ي مهمون سر زده اي که با ديدن بيرون رفتن صابخونه به همراه قابلامه دلش رو براي غذاي بيرون

صابون زده ، اما وقتي صابخونه برميگرده ميبينه که تو قابلامه يه شونه تخم مرغ چيده 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 10:29  توسط محمدرضا  | 

بانک

با عرض ارادت خدمت خانومها (نمی شه بگم خانومای عزیز وگرنه می گفتم ...):

دو نفر که البته اصلاْ جنسیتشون مهم نی می خواستند بروند بانک :

پسرها:

 

a)      با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.

b)      کارت رو داخل دستگاه ميذارن.

c)       کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن.

d)      پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

 

دخترها:

 

a)      با ماشين ميرن دم بانک.

b)      در آينه آرايششون رو چک ميکنن.

c)       به خودشون عطر ميزنن.

d)      احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.

e)      در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.

f)        در پارک کردن ماشين خيلي مشکل پيدا ميکنن.

g)      بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.

h)      توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.

i)        کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.

j)        کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون.

k)      دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.

l)        کارت رو وارد دستگاه ميکنن.

m)    توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.

n)      کد رمز رو وارد ميکنن.

o)      ۲دقيقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن.

p)      کنسل ميکنن.

q)      دوباره کد رمز رو ميزنن.

r)       کنسل ميکنن.

s)       دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.

t)        مبلغ درخواستي رو ميزنن.

u)      دستگاه ارور (خطا) ميده.

v)      مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن.

w)     دستگاه ارور (خطا) ميده.

x)       بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.

y)      انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن.

z)       پول رو ميگيرن.

aa)   برميگردن به ماشين.

bb)   آرايششون رو توي آينه عقب چک ميکنن.

cc)    توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.

dd)   استارت ميزنن.

ee)   پنجاه متر ميرن جلو.

ff)      ماشين رو نگه ميدارن.

gg)   دوباره برميگردن جلوي بانک.

hh)   از ماشين پياده ميشن.

ii)       کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمي‌ذار براي آدم)

jj)      سوار ماشين ميشن.

kk)   کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده.

ll)       آرايششون رو توي آينه چک ميکنن.

mm)                       ...   احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن.

nn)   مندازن توي خيابون اشتباه.

oo)   برميگردن.

pp)   ميندازن توي خيابون درست.

qq)   پنج کيلومتر ميرن جلو.

rr)     ترمز دستي رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:8  توسط محمدرضا  | 

سلامبازی

سلام من اومدم مردم ... آهای چشمای گشادتر از ... آهای معلمان زبل ... آهای دوستان قدیمی ... و البته جدید ... می دونم تقریباْ ... شاید هم کاملاْ ... من رو می شناسید ... من سورنا یا سلطان سم هستم ... از غول وادی امکان ... بلاگر بی چون و چرا ... استاد خودم و سرور شما خواهش کردم و منو کرد تو این وبلاگ ...

با هم بیشتر آشنا خواهیم شد ...

فعلاْ ...

آره داداش عقده ی سه نقطه ام . چیه؟ ... ... ...

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:2  توسط محمدرضا  | 

دوستت دارم از صمیم قلب...

Why God Made Mothers


By the time the Lord made mothers, he was into his sixth day of working overtime.
An Angel appeared and said "Why are you spending so much time on this one"?

وقتي خدا مادران را مي آفريد در روز ششم تا ديروقت كار مي كرد.
فرشته‌اي اومد و پرسيد: چرا اينقدر روي اين يكي وقت مي گذاري؟
و خدا پاسخ داد :
مي دوني چه خصوصياتي در نظر گرفتم تا درستش كنم ؟


She has to be completely washable, but not plastic, have 200 movable parts, all replaceable, run on black coffee and leftovers, have a lap that can hold three children at one time , have a kiss that can cure anything from a scraped knee to a broken heart, and do these things only with two  hands."

بايد قابل شستشو باشه ولي پلاستيكي نباشه. بيش از 200 قسمت قابل حركت داشته باشه كه قابل تعويض باشند. و بايد بتونه از همه جور غذا استفاده كنه. .بايد بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگيره . با يه بوسه  كه از زانوي زخمي تا قلب شكسته رو شفا بده. و همه اينها رو بايد فقط با دو تا دست انجام بده.


 the angel was impressed" just two hands..impossible""

"And that's just on the standard model?" the Angel asked.

"This is too much work for one day. Wait until tomorrow to finish."

فرشته تحت تأثير قرار گرفته بود .
فقط دو تا دست غير ممكنه . مطمئني اين يك مدل درست و استاندارده ؟
اين همه كار براي امروز زياده بقيه‌اش رو بگذار براي فردا و تكميلش كن


"But I can't!" The Lord protested, "I am so close to finishing this creation that is so close to my own heart. She already heals herself when she's sick AND she can work 18 hours a day

نمي تونم ديگه آخراي كارمه. چيزي نمونده كه موجودي را كه محبوب قلبم هست رو كامل كنم.
وقتي بيمار مي شه خودش، خودش رو معالجه مي كنه و مي تونه 18 ساعت در روز كاركنه .

The Angel moved closer and touched the woman, "But you have made her so soft, Lord."
"
She is soft," the Lord agreed, "but I have also made her tough. You have no idea what she can endure or accomplish."

فرشته نزديكتر اومد و زن رو لمس كرد:
اين كه خيلي لطيفه !
بله لطيفه. ولي خيلي قوي درستش كردم . نمي توني تصور كني چه چيزهايي رو مي تونه تحمل كنه و بر چه مشكلاتي پيروز بشه.


 "Will she be able to think?", asked the Angel.
The Lord replied, "Not only will she be able to think, she will be able to reason, and negotiate."
The Angel then noticed something and reached out and touched the woman's cheek. "Oops, it looks like you have a leak with this model. I told you that you were trying to put too much into this one."

فرشته پرسيد : مي تونه فكر كنه ؟
خدا پاسخ داد : نه تنها فكر مي كنه مي تونه استدلال و بحث و گفتگو كنه .
فرشته گونه زن رو لمس كرد: ”خدا فكر كنم بار مسئوليت زيادي بهش دادي ! سوراخ شده و داره چكه مي كنه !”

 

That's not a leak." The Lord objected. "That's a tear!"
"
What's the tear for?" the Angel asked.
The Lord said, "The tear is her way of expressing her joy, her sorrow, her disappointment, her pain, her loneliness, her grief, and her pride."
The Angel was impressed. "You are a genius, Lord. You thought of everything; for mothers are truly amazing!"

خدا اشتباه فرشته رو تصحيح كرد : چكه نمي كنه - اين اشكه .
فرشته پرسيد :به چه دردي مي خوره ؟
اشكها روش او هستند تا غمهاش، ترديدهاش، عشقش ، تنهائيش، رنجش و غرورش را بيان كنه .
فرشته هيجان زده گفت :خداوندا تو نابغه اي فکر تمام چيز هاي خارق العاده رو براي ساختن مادرها کرده اي ..

 

but there is only one thing wrong with her

she forgets what she is worth...

فقط يك چيزش خوب نيست.
خودش فراموش مي كنه كه چقدر با ارزشه .


~by Erma Bombeck~

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 17:2  توسط محمدرضا  | 

جل الخالق...

سلام ، سلام و سلام.
يک سري عکس جالب از سگي که دست نداره و مثل انسانها روی دو تا پاش راه ميره پيدا کردم که برام خیلی جالب بود...
اميدوارم شما هم لذت ببريد.
شنگول باشید و دیگر هیچ!
 
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 17:49  توسط محمدرضا  |